دختر بخت

 

- شادی‌ات کجا رفته، تائو؟

- لین، دنیا را درد و رنج گرفته.

- درد و رنج روح را جلا می‌دهد.

- این فقط اندوه ِ بی‌پایان و بی‌هوده است.

- یادت باشد که آن خردمند همیشه شادمان بود، چون واقعیت را می‌پذیرفت.

- آیا پلیدی را هم باید بپذیرد؟

- تنها راه عشق است تائو. راستی ... تو کی می خواهی ازدواج کنی؟

- من با تو ازدواج کرده‌ام.

- من یک روح هستم. نمی ‌توانم تمام ِ مدت کنارت باشم، تائو. وقتی صدایم می‌زنی، خیلی سخت است که بیایم. من به دنیای تو تعلق ندارم. ازدواج کن وگرنه پیر می‌شوی و وقت می‌گذرد. به علاوه اگر دویست و بیست و دو راه مهرورزیدن را تمرین نکنی، از یادت می‌رود.

...

- اگر ببینی‌اش چه می‌کنی؟

- وقتی ببینم می‌دانم که آیا باز دوستش دارم یا نه.

- اگر هیچ‌وقت نبینی‌اش؟

- گمانم توی آن شک بمانم. تا آخر ِ عمر.


عنوان: دختر بخت

نویسنده: ایزابل آلنده

مترجم: اسدالله امرایی

ناشر: کتابسرای تندیس

سال نشر: چاپ اول 1381- چاپ ششم 1388

شمارگان:2000 نسخه

شماره صفحه: 432 ص.

موضوع: داستان‌های آمریکای لاتین- قرن 20 م.

قیمت: 70000 ریال

  
نویسنده : لی‌لی کتابدار ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۱