جایی به نام تاماساکو

 

یک بعدازظهر است ولی انگار نه انگار. خانه تاریک تر از همیشه در این ساعت روز است. با این که هنوز پانزده روزی مانده به مهر، هوا حالش خراب شده. دیروز نم بارانی هم زد. می نشینم روی کاناپه. کتاب هایی که خریده ام، در کیسه ای با آرم شهر کتاب، جلو رویم روی میز است. برای برداشتن شان عجله نمی کنم. می خواهم مراسم را دقیق انجام بدهم. با همان دقت هایی که رضا به شان می گوید وسواس. این تنها وسواسم است که دوستش دارم.

این حال امروز از صبح همراهم بود. بیدار که شدم می دانستم روز من است. توی خواب خوش گذشته بود. زیرزمین خانه ی مادربزرگ پدری ام بودم. هوای زیرزمین سرد و نمناک بود. نشسته بودم کف زمین. نقاشی یی را نصفه ول کرده بودم و با مدادتراش نوک مدادرنگی هایی که جلوم ریخته بود، تیز می کردم. از آن مدادتراش هایی بود که همیشه آرزویش را داشتم و هیچ وقت نداشتمش. از همان هایی که پیچ می شود به میز یا دسته ی صندلی. بزرگ و فلزی است و کمک می کند یادت نرود مداد از خودکار بیشتر مزه می دهد.

 

 

روزی که از شوک رفتن ساسان بیرون آمدم، سه ماه و هشت روز از رفتنش گذشته بود. یک روز صبح، اواسط آذر ماه بود. هیچ اتفاق خاصی نیفتاد که کمکم کند باور کنم، فقط صبح که چشم باز کردم برای اولین بار در طول این مدت می دانستم دیگر ساسانی در کار نیست. آن روز صبح برخلاف این سه ماه و هشت روز، که هربار یادم می افتاد دیگر ساسان ندارم تا یک ساعت و نیم گریه نمی کردم روزم روز نمی شد، یک قطره هم اشک نریختم. خیلی هم سعی کردم، اما نشد. حتا با مرور تمام خاطرات و همه ی چیزهایی که آن مدت هربار یادشان می افتادم گریه ام می گرفت. اشتباه نشود. من مریض نیستم. یعنی مریض هستم. اما مریض نبودم. منظورم از این که می گویم مریض نیستم این نیست که کلاً مریض نیستم. مریض هستم اما مریضی تیستم که بخواهم به هر ضرب و زوری اشک خودم را دربیاورم. یعنی در یک کلام مازوخیسم ندارم. این یک قلم را دیگر روان پزشکم هم به من نچسبانده.

...

به خانه که آمدم اولین کاری که کردم، حتا پیش از آن که لباسم را عوض کنم، برداشتن عکس دونفره ی خودم و ساسان از روی یخچال بود. تصمیمم را گرفته بودم. می خواستم از خودم مراقبت کنم. حسابی هم مراقبت کنم. روان پزشکم گفته بود برای مراقبت از خود لازم است با چیزهایی که آزارمان می دهد مواجه شویم و پشت سر بگذاریمشان. عکس دونفره مان اولین آن ها بود.

 

***

 

عنوان: جایی به نام تاماساکو (مجموعه داستان)

نویسنده: فلامک جنیدی

ناشر: نشر چشمه

سال نشر: چاپ اول 1390

شمارگان: 1500 نسخه

شماره صفحه: 85 ص.

موضوع: داستان های فارسی -- قرن 14

قیمت: 24000 ریال

  
نویسنده : لیلی ک ; ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۱