بر اوج صدایم

 

با هیجانی آرام،

چشمان کاغذی صبح را گشودم.

و بوی باروت را از خطوط مرزی احساس کردم.

هیچ خبری برای ما،

بعد از گذشت بیست سال،

طوفان و تند باد نیست.

دلیلی برای خوشدلی و شادمانی نداریم،

و هیچ برای آن که فریادش زنیم.

دریای تاریخ یاغی است.

ما،

در وسعتش،

از میان تهدید مهیب جنگ،

خواهیم گذشت.

همچون زورق هایی که امواج دریا را کنار می زنند.

  
نویسنده : لیلی ک ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩۱