به کسی مربوط نیست

هر از گاه کسی تلفن می زد و از " سنگ " خواستگاری می کرد و می خواست با او ازدواج کند. سنگ معمولا این فرد را نمی شناخت. در مواردی حتا درباره اش نشنیده بود. ولی خواستگاران شنیده بودند که او خوشگل است. زرنگ است. سی ساله است، بنگالی است و هنوز ازدواج نکرده، به همین دلیل آقایان که اغلب شان هم بنگالی بودند، شماره تلفنش را از کسی که کسی را می شناخت که پدر و مادرش را می شناختند، می گرفتند که به قول سنگ، آرزویی جز ازدواج او نداشتند. بنا به گفته ی سنگ این جوانان، معمولا وقتی با او صحبت می کردند، جزئیات مربوط به او را اشتباه شنیده بودند، می گفتند شنیده اند فیزیک می خواند، که در حقیقت رشته اش فلسفه بود، یا این که شنیده اند از کلمبیا فارغ التحصیل شده، که در واقع از دانشگاه نیویورک فارغ التحصیل شده بود، او را سنگیتا می نامیدند، در حالی که نامش سنگ بود. از این که داشت دکترایش را از دانشگاه هاروارد می گرفت هیجان زده می شدند، در حالی که بعد از ترم اول هاروارد را رها کرده بود و اکنون نیمه وقت در کتابفروشی یی مشغول کار بود.

  
نویسنده : لی‌لی کتابدار ; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩۱