نامه های آنتوان به مادرش

 

مادر عزیز،

نامه را برای شما در حالیکه روی زانوانم گذاشته ام می نویسم و در انتظار بمبارانی هستیم که سر نمی رسد. به شما فکر می کنم. من همیشه برای شما می ترسم. این تهدید مدام ایتالیا، باعث رنج من است زیرا شما را به خطر می اندازد. رنج می برم. احتیاج زیادی به مهر شما دارم. مادر عزیز، مادر نازنینم. چرا باید همه ی آن چیزهایی که روی زمین دوست دارم در خطر باشند. چیزی که بیش از جنگ باعث وحشت من است، دنیای آینده است. تمام آن روستاهای ویران، همه آن خانواده های آواره، مرگ برای من مهم نیست، اما دوست ندارم به روح جاری جهان دست بزنند می خواهم همه ی شما گرد میزی جمع شوید.

  
نویسنده : لیلی ک ; ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩۱