جنس ضعیف

 

تابستون بود … مدیر روزنامه ازم پرسید:« حاضری یه سفر به دور دنیا بری و از چند تا کشور شرقی گزارش بگیری؟»
گفتم: «آره … اما درباره چی باید گزارش بنویسم؟»«درباره وضعیت زنان اون جا…»همیشه سعی می‌کردم تا اون جا که می‌شه درباره زنا و چیزایی که به اونا مربوطه، چیزی ننویسم. نمی‌دونم چرا از این کار ناراحت می‌شدم و کل ماجرابه نظرم مسخره می‌اومد. آخه مگه زنا از یه نژاد دیگه‌ان، یا از یک سیاره دیگه اومدن که باید جداگونه و تو بخش خاصی از روزنامه درباره‌شون مطلب نوشت؟ مثل بخش ورزشی، یا سیاسی، یا هواشناسی؟
دختر یکی از دوستام واسه شام دعوتم کرده بود و وسط غذا خوردن یهو بغضش ترکید و تو گریه بهم گفت که آدم خیلی بدبختیه! « خیلی احمقی! من واسه داشتن همین چزای مزخرف ناراحتم! تو فکر می‌کنی اگه یه زن بتونه شغلی که اغلب مال مرداس رو داشته باشه، یا حتا رییس‌جمهور بشه، خوش‌بخته؟ … آخ! خدا! چه‌قدر دلم می‌خواست تو کشوری به دنیا اومده بودم که به زن محل سگ هم نمی‌ذارن … تمام ما زنا آدمای بی‌خاصیتی هستیم!» حرفای اون شب دختر دوستم نگرانم کرد. مثل یه آدم که ندونه گوش داره، چون صبح که بیدار می‌شه، گوشاش سر جای قبلی‌ان، اما یه روز که گوش درد می‌گیره و گوشاش یادش می‌افتن … منم یهو این رو فهمیدم که مشکلای مردا یه چیزایی مثل نژاد، یا پول و وشغل برمی‌گرده اما مشکلای زنا دور یه موضوع می‌گرده: زن به دنیا اومدن!

...

هرچقدر توی فروشگاه های توکیو لباسای دوخت فرانسه بفروشن، هر چقدر توی خیابونای بمبئی درباره ی عظمت زنا شعار بدن؛ حتی اگر دانشکده های نظامیِ پکن دراشون رو روی زنا باز کرده باشن…بازم دعوای بین زن و مرد باقی میمونه، چون زن زنه و مَرد، مرد…
«-زنای تموم دنیا مثل همن!».
اینو راکوماری آمریت کور –عاقل ترین زن دنیا- بالای یکی از تپه های دهلی گفت. واقعا حق با اون نیست؟
وقتی به اوضاع زنای دور تا دور دنیا فکر میکنم، میبینم اکثرشون دارن تو باتلاق اشتباه و بی خبری دست وپا میزنن .چه مثل حیوونای باغ وحش جدا از مَرداشون زندگی کنن، چه عین کلاغا خودشون رو از چشم مردا پنهون کنن و چه مثل جنگ جوهای افسانه ای از خودشون شجاعت نشون بدن و هزار تا مدال و نشون به سینه هاشون باشه…
هیچ کدوم اون جوری که باید به خوشبختی و زندگی خوبی که حق اوناس نرسیدن.
من نمی تونستم بین غم دیدن عروس بدبخت کراچی و غم تماشای پاهای کوچیک زنای چینی فرق بزارم و بگم از اون یکی ناراحت کننده تر بود.

نمی تونستم بفهمم زندگی ِ زنای قایق نشین هنگ کنگ وحشتناک تره یا این زن آمریکایی که داشت سعی میکرد یه مرد خواب آلود ایتالیایی رو تو دام بندازه!
به نظرم اغلب زنای دنیا دارن راه غلطی رو میرن که فقط به عذاب و بدبختی ختم میشه!
کلمه های پیشرفت و استقلال این روزا به دهن همه ی زنای دنیا افتاده. هرجای دنیا که رفتم به همین دوتا کلمه برخوردم که مثل سقز تو دهن همه نشخوار میشد، بدون اینکه فکر کنن ممکنه باعث دلدرد بشه!


 

 عنوان: جنس ضعیف ( گزارشی از وضعیت زنان جهان)

نویسنده: اوریانا فالاچی

مترجم: یغما گلرویی

ناشر: نگاه

سال نشر: چاپ اول 1387

شمارگان: 4400 نسخه

شماره صفحه: 198 ص.

موضوع: زنان- اسیا- مسائل اجتماعی و اخلاقی/ زنان- آسیا- وضع سیاسی و اجتماعی

قیمت چاپ اول: 28000 ریال

  
نویسنده : لیلی ک ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ مهر ۱۳٩۱