هزار خورشید تابان

 

 "مدرسه رفتن دختری مثل تو چه معنایی دارد؟ مثل این است که تفدان را برق بیندازی. تو این مدرسه ها چیزی یاد نمی گیری که به لعنت خدا بیرزد. زنهایی مثل من و تو فقط یک مهارت را می توانند به عمرشان یاد بگیرند، آن را هم تو مدرسه یاد نمی دهند. به من نگاه کن ... فقط یک مهارت. آن هم این است: تحمل."

 ...

ازدواج را می شود عقب انداخت، اما تحصیل را نه. تو دختر خیلی خیلی باهوشی هستی. واقعا هستی. می توانی هر چه بخواهی بشوی. لیلا! من به این موضوع یقین دارم. و می دانم وقتی این جنگ تمام شود، افغانستان به تو مثل مردهایش نیاز دارد، حتی بیشتر از مردها. چون یک جامعه شانس موفقیت ندارد اگر زنهایش تحصیل نکنند، لیلا. هیچ شانسی ندارد.

 ...

 هر دانه برفی آه پر غصه زنی در یک گوشه دنیاست. هر آهی به آسمان می رود و ابر می شود و بعد به صورت دانه های کوچک خاموش روی مردم پایین می ریزد ... یادمان می آورد که ما زنها چطور رنج می بریم. چطور ساکت هر چه بر سر ما بریزد تحمل می کنیم.

 


عنوان: هزار خورشی تابان

نویسنده: خالد حسینی

مترجم: مهدی غبرایی

ناشر: ثالث

سال نشر: چاپ اول 1386- چاپ سیزدهم 1390

شمارگان: 1100 نسخه

شماره صفحه: 440 ص.

قیمت: 95000 ریال

موضوع: داستان های آمریکایی - قرن 20 م.

  
نویسنده : لیلی ک ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ مهر ۱۳٩۱