اندازه گیری دنیا

 

بارتلس با لحنی سرزنش آمیز گفت درست نیست یک بچه همیشه غمگین باشد!

او قدری فکر کرد، این نکته به نظرش جالب آمد. چرا غمگین است؟

چون دنیا خیلی نومیدکننده به نظر می رسد وقتی می بینی چه بافت شکننده ای دارد، تخیل چه بی رحمانه در هم بافته شده، وقتی پشت و رویش می کنی می بینی بخیه ها چه قدر ناشیانه زده شده اند.چون تنها چیزهایی که آن را قابل تحمل می کنند رمز و رازها و فراموشی هستند. چون بدون خواب، که آدم را هر روز از واقعیت جدا می کند، هیچ جوری نمی شود طاقت آورد. این که نمی توانی دورها را ببینی غم انگیز است. بیداری غم انگیز است. دانستن، بارتلس بیچاره من، یعنی ناامیدی.

×××

او تا مدت ها خیال می کرد مردم همه نقش بازی می کنند یا از یک جور رسم آیینی پیروی می کنند که به حکم آن، همیشه باید قبل از انجام هر کاری یا به زبان آوردن هر حرفی مکث کنند. گاه موفق می شد خود را هم رنگ جماعت کند، ولی بعد دوباره این حالت برایش غیرقابل تحمل می شد. مدت ها طول کشید تا بفهمد مردم به این مکث ها نیاز دارند. آخر چرا فکر کردن برای آنها این قدر کند، این قدر با زحمت و مشقت همراه بود؟ درست مثل این می ماند که افکار آن ها از داخل دستگاهی صادر می شود که اول باید کوکش را کامل تا ته پیچاند و بعد اهرم آن را آزاد کرد، نه از یک موجود زنده که به اراده ی خود حرکت می کند.

×××

این که آدم در یک زمانه ی خاصی به دنیا آمده باشد و خواه ناخواه زندانی همان زمانه باقی بماند هم ناجور است هم ناحق، نمونه ی کامل جبر تاسف انگیز هستی. با این ترتیب آدم نسبت به گذشتگان به طرزی ناجوانمردانه برتری پیدا می کند در حالی که پیش روی آیندگان دلقکی بیش نیست.

 


عنوان: اندازه گیری دنیا

نویسنده: دانیل کلمان

مترجم: ناتالی چوبینه

ناشر: افق

سال نشر: چاپ اول 1391

شمارگان: 2000 نسخه

شماره صفحه: 368 ص.

موضوع : داستان های آلمانی- قرن 20 م.

قیمت: 105000 ریال

  
نویسنده : لی‌لی کتابدار ; ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱