رقص با جغد

 

مادرم آیینه ای جادو به من هدیه کرد

من در آن دل دارم را می بینم و کارهای پنهانش را

در لحظه هایی که از من دور است

از همان روز از همه عاشقانم دوری گزیدم

و الفبای خویش را آفریدم

و جنگ های سختم را با نا ممکن!

 

 

عشق ما را دو روح در یک بدن نمی‌سازد.

عشق ما را به یک نفر بدل نمی‌کند.

من نمی‌خواهم شبیه تو باشم و تو به من شبیه باشی

من نمی‌خواهم با تو یگانه شوم

و در آیینه تصویر تو گردم

من نمی‌خواهم سایه‌ی تو باشم

و گنجشک زینتی تو در قفسی زرین یا قفسی مجازی

در عشق یگانه بودن دو مشرب، نوعی از محالات است ...

دوست می‌دارم همواره درونِ تن خویش ساکن باشم

تا به‌سوی تو بیایم و از دیدارت شادمان شوم.

دوست می‌دارم که همواره عشق ما اتاقی برای دو نفر

که در آن یکدیگر را دیدار کنیم

در رخصت از جسم‌ها و فرو ریختن‌ها و طغیان‌ها

و نجواهای غیر‌مشترک‌مان.

عشق لحظه‌ای است زیبا، گذرا و سرشار از زیباترین دروغ‌های ما

ما هرگز تاج‌محلی جدید

برای هر توهمی که در آن زیسته‌ایم بنا نخواهیم کرد ...

پس ای یار! زیاد نزدیک میا تا دور نشوی.

 

×××

 

عنوان: رقص با جغد

شاعر: غاده السمان

مترجم: عبدالحسین فرزاد

ناشر: چشمه

سال نشر: چاپ اول، 1389

صفحه: 95 ص.

شمارگان: 1500 نسخه

قیمت: 22000 ریال

موضوع: شعر عربی – قرن 14

 

  
نویسنده : لیلی ک ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۱