ورای زنی که شاید دوستم داشته باش

 

بی‌قرارم و هیچ کوچه‌ای نیست

ساده باشم و

توی رگ‌هایم هی دنبالت بگردم تا گم شوم

گور شوم و تو هرگز به قرار من نرسی

جنون سن گریبانم را بگیرد و

فقط پیراهن تو پابندم کند به خانه‌ای که

ناگزیر مثل تو چهارخانه است

و پله های فرار

خانه‌ی کبوتری باشد که

نه خودش بپرد و نگذارد که

بگریزم

×××

 

بوته‌ها مال من‌اند

وقتی که جاده باریک شد

دل‌ات را پر بده

راه را گم نکند

مهتاب

××××

 

سر در گریبان‌ام بگذار

پیچک‌ها

نیلوفر ببافند بر تن‌هایمان

××××

 

من شکستنی‌ام

نگو اما

اگر

شاید

×××

 

از بند خیال‌ات

رهایم کن

می‌خواهم بخوابم

×××

 

همیشه باش،

می‌کُشدم

همیشه این را

به یاد داشته باش

×××

 

تمام درها را گشودم

به نام عشق

تو ایستاده بودی

×××

 

من

بنفشه‌ام

این را به یاد داشته باش

فقط هر بهار

×××

 

توی دلم گم شده‌ای

چگونه

دورت بیندازم

دلم؟!


عنوان: ورای زنی که شاید دوستم داشته باش

شاعر: بنفشه حجازی

ناشر: سرزمین اهورایی

سال نشر: چاپ اول، 1391

صفحه: 87 ص.

موضوع: شعر فارسی- قرن 14

قیمت: 25000 ریال

  
نویسنده : لی‌لی کتابدار ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢