بازگشت

تقویم اما به گزندگی به ما راست می‌گوید به روزهای من نگاه کنید و بیاندیشید امروز روز مردگان است روز ارواح پاک روز آنوریها، روز آنها که بی‌گمان بسیاری عاشق بودند عشق می‌ورزیدند و تنها زندگی را باور داشتند. آنهایی که با سکوت و طمانینه رفتند، آنهایی که مرگ را باور نداشتند و وجودشان پر از شور زندگی بود. امروز روز کسانی است که حسادت می‌کردند، لجاجت می‌کردند و بلند پروازی. رفتن را می‌شنیدند اما باور نداشتند، باور نداشتند که روزگاری در مقابل حقیقت مطلق ایستاده و رو‌در‌روی آن به چهره عجیب و ناشناخته آن خیره خواهند شد. تقویم می‌گوید من زمان هستم همان زمان بیکران و مقتدر که زمانی خدایش می‌دانستید، باور نمی‌کنی که تمام تلاش‌های زندگی برای وصل به جایی دیگر است. مرگ سرودی است که بلندتر از زندگی خوانده‌می‌شود چرا مرا باور ندارید؟ کافی است ورق پاره‌های مرا به هم بزنید و روزها را بشمارید آنوقت مرا باور خواهید کرد.

امروز آن روز دیگر است، روز در خود رفتن، به خود برگشتن، سفر درون کردن، زیر و رو کردن و بازگشت به همان مکان اولیه به همان مبدا!


عنوان: بازگشت

نویسنده: نپتون روزگار

ناشر: اسطوره

سال نشر: چاپ اول، 1386

صفحه: 144 ص.

موضوع: داستانهای کوتاه فارسی-- قرن 14

شمارگان: 2000 نسخه

قیمت: 24000 ریال

مندرجات: بی استعداد/ بازگشت/ قصه درخت لیمو/ سومی/ فخرالدین و بزغاله/ کلاغ سپید/ روز مردگان/ مرگ ذوالقدر/ غزل

  
نویسنده : لی‌لی کتابدار ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ تیر ۱۳٩٢