جان آزاده

 

زر و زیور این جهان را به خواری می نگرم

و عشق را به سخره می گیرم

و شهوت نام و آوازه

در چشم من جز خواب و خیالی پوچ نیست

که با طلیعه صبحدم رنگ می بازد

و اگر این لبها به راز و نیازی بگشاید

به جز این زمزمه دعایی بر لبم نیست-

" بار سنگین این دل را از من باز ستان

و به من رهایی بخش"

آه آری، همچنان که روزهای عمر من

شتاب آلود به سوی لحظه های واپسین گام بر می دارند

این است آنچه من به لابه و زاری می خواهم

در قلمرو مرگ و زندگی

مرا جانی آزاده عطا کن

و شهامتی که رنج را تاب آورم

 

***

 

به این فکر افتادم که آیا قرار است بهترین سال های عمرم را در این شرایط فلاکت بار به بردگی این و آن بگذرانم و از دیدن بطالت، بی تفاوتی و حماقت بی اندازه این آدم های زمخت و نچسب و کله پوک، و از اینکه مجبورم ریخت آدمهای مهربان و صبور و جدی و زحمتکش را به خودم بگیرم، از شدت خشم جان به لبم بیاید اما خم به ابرو نیاورم؟ آیا باید روزهای پی در پی خودم را به این صندلی زنجیر و در این چهاردیواری محبوس کنم و ببینم خورشید در آسمان تابستان شعله می کشد و زمان زمان ِ شادی و سرمستی است و هر روز که از روزهای تابستان به سر می رسد با من می گوید فرصتی را که اینک از کف می دهم دیگر دوباره به دست نخواهم آورد؟

( از متن نامه شارلوت برونته)

 

***

 

عنوان: جان آزاده ( زندگی نامه امیلی برونته)

نویسنده: کاترین فرانک

مترجم: فیروزان زهادی

ناشر: فرزان روز

سال نشر: چاپ اول، 1385

صفحه: 532 ص.

موضوع: برونته، امیلی جین، 1818- 1848 م. - سرگذشتنامه / زنان نویسنده انگلیسی-- سرگذشتنامه/ برونته (خاندان)

شمارگان: 1650 نسخه

 

 

  
نویسنده : لیلی ک ; ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩۱