برگی در سایه

درخت

گل هایش ریخت

میوه اش رسید

آن هم افتاد

برگ هایش نیز

بعد از آن

جوانه زد

شکوفه داد

از خود می پرسم

چند بار دیگر

درخت باید این کار را تکرار کند

تا بیاساید

(کانه کو میسوزو)

***

درخت بار سفر می بندد

عزم سفر دارد

سفری طولانی

درخت تقریبا هر شب آماده می شود

با استواری ریشه هایش را در خاک می گستراند

کجا خواهد بود

مقصد این سفر؟

خود درخت هم نمی داند

لازم نیست بداند

اما این سفر

خواست قلبی درخت است

امشب نیز درخت بار سفر می بندد

شاید نیمه شبی

توطئه ای در سر داشته باشد

(تاکامی جون)

***

فرشته فقیر خود را به شکل پرنده در می آورد

می آید روی شاخه می نشیند

آواز دلنشینی می خواند

باغ، گول پرنده را می خورد

غنچه ی گل را می شکوفاند

تقویم گاهگاهی

از اسمش سواستفاده می کند

پنهانی حیله می زند

انسان هم خوش باور است

(تاچیهارا میچی زو)

***

زخمی است در وجودم

که از آن

مهر تو نفوذ می کند

(هوشینو تومی هیرو)

 

ادامه مطلب   
نویسنده : لی‌لی کتابدار ; ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ دی ۱۳٩۱