باران عشق

عنوان: باران عشق

شاعر: مجتبی کاشانی (م. سالک)

چاپ: گوتنبرگ

صفحه: 272 ص

موضوع: شعر فارسی -- قرن 14

/ 9 نظر / 209 بازدید
میترا

وای لی لی این خیلی قشنگه . منم یکی دوتا از کتابهای ایشونو دارم که عاشقشونم . خیلی دوسش دارم. روحش شاد [قلب]

مرضيه

صدای زمزمه برگ و باد می‌آید صدای پای نسیم صدای خیس و لطیف ترنم باران صدای شستن شب صدای پای سحر صدای خنده خورشید پشت پلک فلق صدای صحبت صبح صدای پای حضور حیات در تن خاک صدای اینهمه پیغام از دریچه نور ولی صدای کسی را به راه نشنیدم صدای پای کسی را به راه نشنیدم دلم مرا به تکاپوی راه دعوت کرد دلم مرا به تماشای کوچه‌های طلوع دلم مرا به ترنم به شعر بارانی در امتداد سحر به راه افتادم بسيار عالي ممنون لي لي جون كيفور شديم[قلب][قلب]

نسرین قربانی

سلام و خسته نباشید. ممنون از لطف شما.

مهشید

بیدار شدن با صدای باران چه دلپذیر بود ...[ماچ]

نصیرالدین جعفری

ناصر چشم آذر هم یک آلبوم موسیقی به همین نام دارد و مانند این شعر بسیار دلنشین است. [گل]

مهشید

به صحرا شدم عشق باریده بود و زمین تر شده ...[فرشته]