یک روز قشنگ بارانی

عنوان: یک روز قشنگ بارانی

نویسنده: اریک امانوئل اشمیت

مترجم: شهلا حائری

ناشر: قطره

سال نشر: چاپ اول 1386- چاپ ششم 1390

شمارگان: 3300 نسخه

شماره صفحه: 142 ص.

موضوع: داستان‌های فرانسه - قرن 20 م.

قیمت: 40000 ریال

/ 16 نظر / 116 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تنها

چه خلاقانه است عکسایی که می ذاری.... چه خوشحالم اینجا رو پیدا کردم

صید قزل آلا در مدرسه

«از نوشته هاي "اريك-امانوئل اشميت" چند تا نمايشنامه اش رو خونده ام: "خرده جنايت هاي زناشوهري"، "نواي اسرار آميز"، "مهمانسراي دو دنيا"، و اين آخري كه از نمايشگاه خريدمش و چاپ اول هستش يعني "عشق لرزه". ترتيب خوندنِ نمايشنامه ها رو مي تونيد هر جور كه خواستيد براي خودتون قرار بديد، چون در هر حال توي هر نمايشنامه اونقدر مسائل مختلف براي شوكه كردن وجود داره كه محالِ ممكنه بتونيد همه شون رو حدس بزنيد و كتاب براتون كسل كننده بشه. اما پيشنهاد مي كنم قبل از همه ي اين نمايشنامه ها، كتاب ِ "يك روز قشنگ باراني" رو بخونيد كه جدّاً به اندازه ي اسمش دلپذيره. اين كتاب شامل 5 داستانِ كوتاه هستش. ترجمه ي همه ي كتاب ها رو خانم "شهلا حائري" انجام دادن كه الحق ترجمه هاي روان و خوبي هستن. » اون بالایی ها رو سال 88 توی وبلاگم نوشته بودم. هنوز هم بهش اعتقاد دارم[چشمک]

مرضیه

امروز یک روز قشنگ بارانی است.[قلب]

خاله ریزه

الان که دارم وبلاگتو میخونم داره بارون میاد .تا الان که یک روز قشنگ بارونی نبوده ببینم تا آخر بارون چی میشه.[تعجب]

فریبا

سلام؛ بار اول نیست که اینجا میام.. دفعه ی اولی که عکس یه کتاب رو گذاشتم تو وبلاگم، یه دوست اینجا رو بهم معرفی کرد و ناخونده اومدم و باید اعتراف کنم که از خلاقیتت خیلی خیلی خوشم اومد؛ چون هم عاشق کتاب و هم عاشق عکاسی و البته شیفته ی خلاقیت هستم؛ این کتاب رو هم خوندم، خیلی دوستش دارم، و باید بگم عکسی که براش انتخاب کردی خیلی عالیه... در هر صورت تا الان فرصت نشده بود که کامنت بذارم، اما واقعا دیگه وقتش بود که بگم کارت خیلی خوبه؛ خسته نباشی...

شبیه خودم

لی لی کتاب خون! با این که این روزا خودم هم بیشتر در حال کتاب خوندنم ولی باز این جا دلم آب میشه. برای من هم زیباتر از یه روز بارونی یا برفی روزی نیست.

میترا

بسیار زیبا هم کتاب هم عکس هم وبلاگ هم سلیقه ی شما . مرسی برای این زیبایی

هوشمند

یعنی فوق العاده بود این کتاب.لذت بردم از خوندنش.قلم ساده و روان و در عین حال عمیق اشمیت یکی از بهترین کتاب ها رو به من هدیه داد. هلن و الگا رو خیلی دوست داشتم. شاید یک پست بنویسم درباره این داستانهای هیجان انگیز

ماهور

ولی من زیاد از این کتاب خوشم نیومد.سوژه اش جالب بود ولی نثرو سبک نگارشش مثل کارای اول یه نویسنده می مونه.چند سال پیش کتاب "بگذریم..."بهناز علیپور گسکری رو خوندم.ده تا داستان درباره ی ده زن.و هنوزم ذهنم درگیر اون کتابه.پایان بعضی داستانهاش فکرمو به خودش مشغول کرده بود.اما توی این کتاب نویسنده،پایان داستانهاشو توضیح داده.مثلن در داستان غریبه نیازی نبود اینهمه توضیح بده تا ما بفهممیم که ادیل ،پسرش رو بجای شوهرش اشتباه گرفته.می تونست با بیان یه جمله همه چی رو بگه.البته پایان داستان آخرش قشنگ بود دستورهایی آشپزی مادران به دخترهاشون.

ماهور

البته داستان هلن بهترین داستان این کتابه.و هم هلن و هم آنتوان برام خیلی آشنا بودن[چشمک]