زندگی نو

عنوان: زندگی نو

yeni hayat = The New Life

نویسنده: اورهان پاموک

مترجمک ارسلان فصیحی

ناشر: ققنوس

سال نشر: چاپ اول 1381- چاپ ششم 1391

شمارگان: 1100 نسخه

شماره صفحه: 343 ص.

موضوع: داستان‌های ترکی- ترکیه- قرن 20 م.

قیمت: 110000 ریال

/ 28 نظر / 115 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دخترزمین

(: ممنون بابت پیشنهاد های خوبت ... لی لی جون منو به دنیام برگردوندی ممنون عزیزم

ماسح

بله بر همه چیزهایی که ما را ساحته اند تاثیر گذار خواهند بود بسیار عالی سلام

میم

ای بابا! چرا کامنتای من ثبت نمیشه!!!!! :((((

"سما"

تجربه تحت تاثیر قرار گرفتن توسط کتاب رو داشتم. با یکی از کتاب های لوئیز ال هی که الان اسمش یادم نیست. بعضی از نوشته ها چنان در قلب و ذهن آدم رسوخ می کنن که تا مدت ها ماندگارن. برای لی لی جانی [قلب]

خــــآنمــــِ ــمـــــدآد

کم پیش میاد کتابی چنین تاثیری روی آدم بگذاره! شاید هر چند سال یکبار. اون رمان جاسوسی رو که بهت گفته بودم یادته؟ اون کتابی بود که تا چند سال تو فکرش بودم. تا زمانی که تسخیر شدگان داستایووسکی رو خوندم، دست از سرم برنداشت! چون روایت واقعی از زندگی اون جاسوس ها بود! کوری هم یکی از این کتابها بود واسه من!

میترای بارانی

من از «پاموک» فقط «نام من سرخ» رُ خوندم: اونم نصفه! نسخه‌ای که من خریدم ترجمه «عین‌اله غریب» هست که مستقیماً از زبان ترکی ترجمه کرده. ترجمه‌ ظاهراً روانه اما نمی‌دونم چرا رو اعصابم می‌ره! شبیه ترجمه‌های «یغما گلرویی» از آثار «فالاچی»: انگار سلیقه‌ی شخصی مترجم وارد کار شده و چیزی که ما می‌خونیم روح اثری که نویسنده‌ش نوشته رُ نداره. به هر حال کلاً یه‌جورایی «پاموک‌زده» شده‌م! با این‌که تعریف آثار دیگه‌ش (مثل «استانبول» و «کتاب سیاه») رُ زیاد شنیده‌م هنوز بدبینی‌م برطرف نشده که برم سمت‌شون. نه این‌که فکر کنم «پاموک» بد می‌نویسه بلکه فکر می‌کنم کارهاشُ بد ترجمه می‌کنن. زبان ترکی زبان خاصیه و بعضی از کلماتش معادل یه جمله تو فارسی هستن و بعضی از جملاتش معادل یه کلمه! از طرفی بعضی از کلمات و جملاتش به فارسی قابل‌ترجمه نیستن و تسلط زیاد بر هر دو زبان لازمه. این تکه‌ای که از این کتاب روایت کردی هم متأسفانه به بدبینی‌م اضافه می‌کنه لی‌لی جان وگرنه چون تو معرفی‌ش کردی بدجوری وسوسه شده‌م که این کتابُ بخرم و بخونم.

مریم

من یه سری یه کتاب روانشناسی خوندم و اون کتاب تاثیر مثبت خوبی روم گذاشت،جوری که تا احساس بد سراغم می اومد می رفتم سراغش و خوب میشدم.اما تاحالا مثل این شخصیت کتاب از اون کتابا نخوندم

میترای بارانی

الان اون پستُ خوندم گرچه قبلاً هم دیده بودمش اما به اسم «پاموک» پای اون داستان دقت نکرده بودم. همون‌طور که از «اسدالله امرایی» انتظار داشتم ترجمه‌ی خوبی از داستان «پاموک» ارائه داده: خیلی دلنشین و روان ترجمه کرده و آدم توی داستان می‌ره نه تو فهم معنی کلماتی که داره می‌خونه! «امرایی» جزء مترجم‌های خوبه که معمولاً اسمش پای یه کتاب برای من مهم‌تر از اسم نویسنده‌ی اون اثره و معیاریه برای این‌که فکر کنم دارم کتاب خوبیُ می‌خرم. البته فکر نکنم داستانِ «پاموکُ» مستقیماً از زبان ترکی ترجمه کرده باشه. احتمالاً از یه زبان واسطه مثل انگلیسی به فارسی برگردونده. به هر حال ممنون از توضیحاتی که دادی لی‌لی جان. به نظرم بهتره صبر کنم تا این کتاب هم توسط مترجم تواناتری ترجمه‌ بشه بعد بخرمش.[گل]

MiM

کتاب خیلی خوبی پیش نهاد کردی. اتفاقاً من این کتابو همین یک ماهه پیش خوندم. اورهان پاموک یکی از نویسنده های محبوبه مه. من ازش "استانبول"، "نام من سرخ"، "زندگی نو" و "کتاب سیاه" رو خوندم. البته کتاب سیاه رو تموم نکرده ام هنوز. به ترین کارش به نظر من "استانبول؛ خاطرات و شهر" ــه. این کتاب اتوبیوگرافی خود پاموکه. حتماً بخون. توی کتابای داستانی اش هم "کتاب سیاه" اش خیلی خوبه.

lالهه

امیدوارم کتابخونه دانشگاه داشته باشه این کتابو