راه هنرمند: بازیابی خلاقیت

 

والدین به ندرت به انگیزه های هنری فرزندان خویش چنین پاسخ می گویند که: " امتحانش کن تا ببینی چه پیش می آید." شاید آنجا که پشتیبانی و حمایت لازمتر باشد، هشدارها و اخطارهایی مبتنی بر احتیاط می دهند. هنرمندان خردسال هراسان- که ترس های والدین خویش را بر هراسهای خویش می افزایند - اغلب از رویاهای تابناک خود برای این که هنر را حرفه خویش سازند دست می کشند، و در جهان نیمه تاریک ایکاشها و افسوسها مستقر می شوند. در آنجا، گرفتار میان رویای دست زدن به عمل و ترس از شکست، هنرمندان سایه وار زاییده می شوند.

هنرمندان خردسال ناگزیر می شوند که همچون پزشکان یا وکلای خردسال بیندیشند و عمل کنند. کمتر پیش می آید خانواده یی- به رغم رویارویی با اسطوره هنرمندی که به نان شب خویش محتاج است- به فرزندانش بگوید که به پیش بتازند و هنر را به عنوان حرفه خویش بیازمایند. در عوض حتی اگر بخواهند تشویقی کنند - کودکانشان را ترغیب می کنند که به هنر به عنوان سرگرمی بیندیشند: حاشیه یی خلاق در کنار لبه های زندگی واقعی.

برای بسیاری از خانواده ها - حرفه هنری- بیرون از واقعیت اجتماعی و اقتصادی آنهاست. در نتیجه، به فرزندان خود می گویند: " با هنر که نمی توانی پول قبض برق خودت را هم بپردازی." آنگاه - حتی اگر کودکی مورد تشویق قرار گیرد که هنر را به صورت حرفه خویش در نظر گیرد - باید آن را معقولانه مد نظر قرار دهد.

...

حس هویت نیرومندی لازم است که شخص بتواند به والدین تحکم آمیز خویش- هر چند که نیت آنها خیر باشد- یا به هر سلطه جوی دیگر بگوید: " لحظه یی مکث کنید! خودم هم هنرمندم! " مبادا این سوال هولناک پرسیده شود که: " از کجا می دانی؟ " البته که هنرمندی که تازه بال و پر درآورده، پاسخ آن را نمی داند. او فقط این رویا و احساس و جوشش و آرزو را دارد. به ندرت پیش می آید که گواهی راستین در دست داشته باشد، اما رویا به زندگی خویش ادامه می دهد.

تجربه نشان می دهد که هنرمندان سایه وار به شدت درباره خود داوری می کنند، و بابت سالهایی که برای تحقق رویای خویش دست به عمل نزده اند خود را می کوبند. این بی رحمی فقط به موقعیت آنها به عنوان هنرمند سایه وار خوراک می رساند. به خاطر آورید که به وجود آوردن هنرمند، مستلزم مراقبت است. هنرمندان سایه وار به اندازه کافی مراقبت نستانده اند. هر چند به این دلیل خود را ملامت می کنند که چرا بی باکانه دست به عمل نزده اند.

...

به خاطر آورید که هنرمند درونتان یک کودک است. آن کودک را بیابید و از او حمایت کنید. آموختن خلاقیت مانند یادگیری راه رفتن است. هنرمند نوپای درون باید از خزیدن آغاز کند. وقتی کودک نوپا قدم بر می دارد زمین می خورد: مانند نخستین نقاشیهای نازیبا، نخستین فیلمهایی که به فیلمهای تدوین نشده خانوادگی می مانند یا نخستین شعرهایی که موجب سرافکندگی کارت تبریکی می شوند. معمولا هنرمند سایه وار در حال شفا، از این تلاشهای نخستین سود می جوید تا از اکتشاف مداوم باز ایستد.

داوری درباره نخستین تلاشهای هنری تان به معنای سوء استفاده از هنرمند درونتان است. و این امر به صورت گوناگون پیش می آید: کار آغازین با شاهکارهای سایر هنرمندان مقایسه می شود؛ کار آغازین در معرض انتقادی پیش رس قرار می گیرد، یا به دوستانی آکنده از گرایش انتقادی نشان داده می شود. خلاصه اینکه هنرمند تازه بال و پر درآورده با خودآزاری ماهرانه یی رفتار می کند. به هنگام برطرف ساختن موانع خلاقیت خود، ضرورت دارد که آرام و آهسته گام برداریم. آنچه جویای آنیم شفای زخمهای کهنه است، نه ایجاد زخمهای تازه، نه پرش از ارتفاع! اشتباهات لازمند! لغزشها طبیعی اند! اینها گامهای یک بچه اند. آنچه باید از خود بخواهیم پبشرفت است، نه کمال.

 

 

عنوان: راه هنرمند ( بازیابی خلاقیت)

نویسنده: جولیا کامرون

مترجم: گیتی خوشدل

ناشر: نشر پیکان

سال نشر: چاپ اول 1377- چاپ چهاردهم 1393

شمارگان: 3000 نسخه

شماره صفحه: 275 ص.

موضوع: خلاقیت/ خودسازی/ خلاقیت هنری

قیمت: 140000 ریال

 

/ 0 نظر / 565 بازدید