گل صحرا

 

شب هنگام تنها کار مورد علاقه اش مطالعه بود. دخترخاله ام به اتاق خودش می رفت، روی تختش دراز می کشید و ساعت ها مطالعه می کرد. اغلب آن چنان غرق در مطالعه می شد که زمان غذا را فراموش می کرد. گاهی تمام روز مطالعه می کرد تا این که کسی او را از تختش بیرون می کشید.

بی حوصله و غریب، برای دیدن باسما به اتاقش می رفتم و در گوشه ای از تختش می نشستم و می پرسیدم: " چه می خوانی؟"

بدون این که سرش را بلند کند، مِن مِن می کرد: " تنهایم بگذار، دارم کتاب می خوانم."

" خُب، نمی توانم باهات حرف بزنم؟"

همچنان که به کتابش خیره می شد، کلمات را درهم و برهم ادا می کرد و گویی در خواب حرف می زند، با صدای بی روحی جواب می داد: " درباره چی می خواهی حرف بزنی؟"

" چی می خوانی؟"

" هوم؟"

" چی می خوانی؟ درباره چیه؟" بالاخره وقتی توجهش را جلب می کردم، از خواندن دست بر می داشت و می گفت که کتاب درباره چیست؟ بیش تر وقت ها کتاب ها رمان های عاشقانه بودند و نقطه اوج داستان وقتی بود که بعد از چندین وقفه و سوء تفاهم بالاخره مرد و زن همدیگر را می بوسیدند. از آن جایی که در تمام عمر به قصه عشق می ورزیدم، از این اوقات فوق العاده لذت می بردم. طلسم شده می نشستم، و او که چشم هایش برق می زد، دست هایش را تکان می داد و طرح داستان را با تمام ریزه کاری هایش تعریف می کرد. گوش دادن به قصه های او سبب می شد که علاقه به یاد گرفتن ِ خواندن در من بیدار شود. زیرا می توانستم هر وقت دوست داشتم از خواندن ِ قصه لذت ببرم.

( صفحه 119)

 

***

 

عنوان: گل صحرا : سفر شگفت انگیز دختری کوچ نشین

نویسنده: واریس دیری و کاترین میلر

مترجم: شهلا فیلسوفی و خورشید نجفی

ناشر: نشر چشمه

سال نشر: چاپ اول 1383- چاپ دوازدهم 1389

شماره صفحه: 290 ص.

موضوع: دیری، واریس / زنان اصلاح طلب-سومالی- سرگذشت نامه

قیمت: 55000 ریال

لینک ناشر: http://www.cheshmeh.ir/book/%DA%AF%D9%84-%D8%B5%D8%AD%D8%B1%D8%A7.htm

/ 0 نظر / 134 بازدید